على محمدى خراسانى
28
شرح كفاية الأصول (ويرايش جديد) (فارسى)
موضوعات ؛ وى دليلى مىآورد كه مبتنى بر مبناى قبلى اوست . ايشان قبلًا فرمود ، موضوع علم ، نفس موضوعات مسائل است و چيزى غير از آن نيست . بر اين اساس مىگوييم : اگر تمايز علوم از يكديگر به موضوعات يا محمولات باشد ، تالى فاسد دارد ؛ و آن اينكه ، لازم مىشود هر بابى از ابواب علوم - مانند باب مرفوعات و باب منصوبات علم نحو - و بلكه هر مسألهاى از مسائل يك باب - مثل مسألهء « الفاعلُ مرفوعٌ » و « المبتداءُ مرفوعٌ » - يك علم جداگانهاى محسوب شود ؛ و در نتيجه علم نحو نمىتواند يك علم باشد ، بلكه متشكل از صدها علم مىشود كه هيچيك از دانشمندان به اين امر ملتزم نيست . به همين دليل ، موضوعات و محمولات نقشى در تعدّد علوم ندارند . نه تعدد موضوع - مثل فاعل ، مبتدا و . . . - و نه تعدّد محمول - مرفوع ، منصوب و . . . - موجب تعدد علوم نيست ؛ « 1 » و نه اتحاد و وحدت موضوع و محمول - مثل « الأمر دالّ على الوجوب » و . . . - موجب وحدت علم مىگردد . پس آنچه سبب وحدت يا تعدد علوم مىباشد اغراض و اهداف است . ثم إنه ربما لا يكون لموضوع العلم و هو الكلى المتحد مع موضوعات المسائل عنوان خاص و اسم مخصوص فيصح أن يعبر عنه بكل ما دل عليه بداهة عدم دخل ذلك فى موضوعيته أصلا . [ موضوع علم الاصول ] و قد انقدح بذلك أن موضوع علم الأصول هو الكلى المنطبق على موضوعات مسائله المتشتتة لا خصوص الأدلة الأربعة بما هى أدلة بل و لا بما هى هى ضرورة أن البحث فى غير واحد من مسائله المهمة ليس من عوارضها . موضوع علم اصول تا به حال سخن از موضوع مطلق العلم بود ؛ از اين پس براى بيان موضوع علم اصول زمينهسازى مىشود . پيش از اين گفتيم كه موضوع هر علمى عبارت است از يك سلسله مفاهيم كلّى و طبيعى كه با موضوعات مسائل آن علم اتحاد دارد و خارجاً به يك وجود موجودند . حال سؤال اين است : آيا آن مفاهيم كلّى و طبيعى ، اسم خاص هم دارد - و هر علمى بايد عنوان مخصوصى داشته باشد - و يا داراى اسم خاص نيست ، و ما نياز به لفظى كه بهصورت تفصيل بر آن موضوع دلالت كند نداريم ؛ و تنها كافى است با يك عنوان كلّى و اجمالى به آن موضوع اشاره كنيم ، و براى مثال بگوييم : براى هرچه كه ما را در فلان هدف يارى مىكند و تعيين اسم لازم نيست ؛ زيرا غرض از علم بر ذات موضوع و بر واقع و نفس الأمر آن مترتب است نه بر عنوان و اسم آن ؛ در نتيجه دانستن يا ندانستن اسم مهم نيست .
--> ( 1 ) . در غير اينصورت همان محذور را خواهد داشت .